تبلیغات
AMIRALMOMENIN ALI

AMIRALMOMENIN ALI
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
از چه نوع مطالبی بیشتر استفاده کنیم؟





پیوندهای روزانه
روزى دركوچه ‏هاى كوفه به تنهائى راه مى ‏رفت، همانند همه مسلمین دركمال سادگى با

نرمى وآرامش وهمه‏ جا را زیر نظر داشت، چون مسئول بود ونقش رهبریت جامعه را

ایفا مى‏ كرد، در راه زنى را ملاحظه فرمود كه مشك آب بر دوش و ازنفس افتاده، به

آرامى نزدیك آمد وآن زن راخسته و رنجیده خاطریافت، مشك آب رابدوش گرفت تا زن

مقدارى استراحت كند، در راه جویاى احوال آن زن شد؟ زن عرضه داشت: شوهرم در

یكى ازجنگها درسپاه حضرت على شهید شد، حال من وچند كودك یتیم، بدون سرپرست

مانده وآهى دربساط نداریم، امام بعدازاینكه او راتا خانه‏ اش همراهى كرد، مقدارى آرد
و خرما تهیه نمود، و مجدداً به خانه زن آمد، زن پرسید:

آنچه براى مردان خدا حائز اهمیت است، خشنودى ذات پاك اوست، و على(ع) مردى كه

پهلوانى را یاراى مقاومتش نیست، در نیمه ‏هاى شب چنان اشك مى ‏ریزد و بدرگاه خداوند

زارى و سرانجام به حالت اغماء مى‏ افتد، گوئى كه ترسوتر از او یافت نمى ‏شود و به گفته

براى رضاى خدا چنان در جبهه جنگ شمشیر مى‏ زند و پایمردى نشان مى‏ دهد كه هیچ

امیرالمؤمنین على(ع) ـ جمع شده، آرى او به هنگام خشم بر دشمنان خدا قاطع ولى در مقابل

كودك یتیم آنقدر متواضع و مهربان بود كه در برابر طفل یتیم روى خاك مى‏ نشست، دست

مرحمت بر سر او گذاشته و آه مى‏ كشید و مى ‏فرمود، بر هیچ چیزى مثل كودكان یتیم آه

نكشیده ‏ام.

شما كیستى؟! فرمود: بنده‏اى از بندگان خدا، مى‏ خواهى كمكت كنم؟

ـ آرى، من آردها را خمیر مى‏ كنم و شما تنور را آتش كنید.امیر مؤمنان تنور را هیزم كرد

و شعله‏ ور ساخت و چهره مبارك خود را نزدیك مى‏ آورد و بخود خطاب مى‏ كرد: یا على

آتش دنیا را مى بینی چه سوزان است! بدان كه آتش آخرت بسیار سوزان‏تر است، بعد از

آنكه آرد خمیر شده و تنور آماده شد، زن عرضه داشت شما بفرمائید بچه‏ ها را آرام كنید تا

من نان بپزم، حضرت به داخل خانه تشریف آوردند و كودكان یتیم را خشنود و خندان

ساختند، و هنگامى كه نان آماده شد حضرت آن را لقمه لقمه كرده و به دهان یتیمان مى ‏

گذاشت، و مى ‏فرمود: از خدا بخواهید كه على را ببخشد، در این میان یكى از زنان همسایه

وارد شد و به مادر كودكان نهیب زد: واى برتو! میدانى این آقا كیست؟! او امیر مؤمنان و

مولاى متقیان على بن ابى ‏طالب است!.

مادر كودكان با شرمندگى عرضه داشت: آقا مرا ببخشید.اما حضرت با تواضع و فروتنى

زیادى فرمودند: شما ببخشید كه تا كنون مشكلات شما را حل نكرده بودم، از درگاه خدا

بخواهید كه على را مورد عفو و بخشش خود قرار بدهد.

منبع: كتاب حضرت علی (ع) خورشید بشر

http://alimola.mihanblog.com/





[ پنجشنبه 10 فروردین 1391 ] [ 05:52 ب.ظ ] [ HOSSEIN ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب