تبلیغات
AMIRALMOMENIN ALI

AMIRALMOMENIN ALI
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
از چه نوع مطالبی بیشتر استفاده کنیم؟





پیوندهای روزانه

 
    
علی (علیه‏السلام) از نظر زندگی مادی و امور مالی وضعیت مساعدی نداشت و به سختی زندگی

می‏کرد، نه سرمایه‏ای داشت و نه زمین و خانه‏ای، پس چگونه تشکیل خانواده بدهد؟ ولی علی

(علیه‏السلام) می‏داند که اسلام عزیز آمده است تا مقام زن را از نظر معنوی و اجتماعی بالا ببرد و این

همه رسومات دست و پا گیر و تقلیدهای غلط و زنجیرهای قدیمی که پای مردان را در موضوع ازدواج

بسته است باز و راههای بسته را بگشاید.


آری اسلام عزیز آمده است تا تعصب‏های قومی و قبیله‏ای و سنت‏های جاهلانه را از بین مردم بردارد و

پیامبر آمده است که مسئله‏ی ازدواج و تشکیل خانواده را به صورت آسان و سهل پیاده بنماید که هیچ

گونه تکلف برای افراد نداشته و بلکه باید یک الگو اسوه باشد برای همه‏ی جامعه‏ها و ملت‏ها؛ لذا علی

بن ابی‏طالب با توجه به این موضوع به خواستگاری زهرا (سلام‏الله‏علیها) می‏آید و در مقابل پیامبر

(صلی الله علیه و آله و سلم) می‏نشیند، ساکت و آرام، سر مبارک را پایین‏انداخته، پیامبر می‏فرماید: یا

علی منظورت چیست؟


علی (علیه‏السلام) عرض می‏کند: جانم به فدایت خدا و رسول او بهتر می‏دانند، پیامبر فرمود: آیا برای

خواستگاری زهرا (سلام‏ الله‏ علیها) آمده‏ای؟


علی (علیه‏السلام) بلی یا رسول‏الله، پیامبر اسلام به خاطر حفظ حرمت بانوی دو عالم موافقت خود را

اظهار نفرموده و با وجودی که بر فاطمه ولایت داشت ولی می‏خواست


بفهماند که در ازدواج و تشکیل خانواده موافقت دختر شرط اساسی است، لذا پیامبر اسلام موضوع

خواستگاری علی (ع)را به فاطمه‏ی زهرا (سلام‏ الله‏ علیها) گفت، فاطمه‏ی زهرا (سلام ‏الله‏ علیها) با

تبسم صورت مبارک خویش را برنگرداند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بلند شد و فرمود: الله

اکبر سکوت او رضایت اوست، سپس آمد جریان را به علی (علیه‏السلام) فرمود.


در کتاب «ذخائر العقبی» روایتی بدین مضمون آورده شده است:


«عن عطاء بن ابی‏رباح قال لما خطب علی فاطمة اتاها رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم فقال ان

علیا قد ذکرک فسکتت فخرج فزوجها».


«از عطاء بن ابی‏رباح نقل شده است: وقتی که علی (علیه‏السلام) فاطمه را خواستگاری نمود، پیامبر

اسلام نزد فاطمه‏ی زهرا (سلام‏الله ‏علیها) آمد و فرمود که علی (علیه‏السلام) تو را خواستگاری نموده

است، فاطمه سکوت نمود و پیامبر اسلام خارج شد و سکوت را موجب رضایت دانست و فاطمه را به

علی (علیه‏السلام) تزویج نمود». [1] .


در اینجا قابل ذکر است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) علی (علیه‏السلام) را به فاطمه‏ی

معرفی ننمود و از طرفی فاطمه را هم به علی (علیه‏السلام) معرفی نکرد، چرا؟ برای اینکه چه کسی

بود که علی (علیه‏السلام) را نشناسد؟ فاطمه‏ی زهرا (سلام‏ الله ‏علیها) علی (علیه‏السلام) را خیلی بهتر

از دیگران می‏شناخت. فقط پیامبر فرمود: فاطمه جان، علی را از نظر فضل و کمال می‏شناسی و سابقه‏ی

وی را نسبت به اسلام می‏دانی، به خواستگاری تو آمده است.


سرانجام موافقت حاصل شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه‏السلام) فرمود: از مال

دنیا چه داری؟ علی عرض کرد: ای پیامبر خدا شما وضع مرا بهتر می‏دانید: یک شتر و یک شمشیر و

یک زره دارم، پیامبر اسلام برای فروش زره موافقت فرمود و علی (علیه‏السلام) زره را چهار صد و

هشتاد و یا پانصد درهم می‏فروشد، و سبحان‏الله که مهریه گوهر تابناک پیامبر رحمة للعالمین 500 درهم

می‏شود.


ابن حجر عسقلانی در الاصابه می‏گوید: نبی مکرم در جنگ بدر زرهی را به علی (علیه‏السلام) بخشید

و این زره به نام حطمیه معروف بود، برای اینکه هر شمشیری به

 
آن می‏خورد می‏شکست. علی (علیه‏السلام) زره را فروخت و بهای آن را نزد رسول خدا آورد و نبی

مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دختر عزیزش را با همین سادگی به عقد علی (علیه‏السلام)

درآورد. آری مقدمات ازدواج به این سادگی در زمین صورت گرفت، ولی خدای متعال به خاطر حفظ

حرمت سرور زنان دو عالم قبل از آن که پدر بزرگوارش وی را به عقد علی (علیه‏السلام) در بیاورد او

را به مولا علی (علیه‏السلام) تزویج فرموده بود. [2] .


این حدیث شریف را بسیاری از علمای عامه ذکر کرده‏اند، از جمله: عبدالرحمن صفوری از جابر بن

عبدالله نقل می‏کند:


«ام‏ایمن بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد در حالی که می‏گریست، رسول خدا

(صلی الله علیه و آله و سلم) از علت گریه او سؤال فرمود، گفت: مردی از انصار دختر خویش را

شوهر داده و در مراسم ازدواج بر سر دخترش گردو و شکر افشانده و من با دیدن این منظره به یاد

ازدواج فاطمه‏ی زهرا افتادم که شما بر سر وی چیزی نیفشاندید، رسول خدا فرمود: قسم به آن کسی

که مرا به پیامبری برگزیده است و رسالت از خاص من گردانیده، پروردگار متعال آن هنگام که فاطمه

را برای علی تزویج فرمود، به ملائکه‏ی مقرب خود امر کرد تا در اطراف عرش او جمع شوند که در

میان این فرشتگان جبرئیل و میکائیل و اسرافیل نیز بودند، آنگاه به پرندگان امر فرمود نغمه‏سرایی

نمایند و سپس به درخت طوبی فرمان داد تا بر آنان لولؤیی درخشنده‏ی با در سفید همراه با زبرجد سبز

یاقوت سرخ بیفشاند». [3] .


ابونعیم اصفهانی می‏گوید: «عبدالله بن مسعود گوید: آنگاه پروردگار متعال به درخت بهشتی امر فرمود

تا زیور و پوشاک بر فرشتگان بیفشاند، پس فرشته‏ای که در آن

 
برنامه بیش از دیگران گرد آورده بود، تا قیامت بر آن افتخار خواهد نمود». [4] .

و همین حدیث را خوارزمی‏در مقتل الحسین و عسقلانی در لسان المیزان و نیز در تهذیب التهذیب و

قندوزی هم در ینابیع الموده (چنانچه گذشت) نقل کرده‏اند.


صفوری در نزهة المجالس از انس بن مالک نقل می‏کند: «در مسجد بودیم که رسول اکرم (صلی الله

علیه و آله و سلم) به علی (علیه‏السلام) فرمود: این جبرئیل است که خبر می‏دهد خدای تعالی فاطمه را

به تو تزویج نموده و برای این پیمان چهل هزار فرشته را به گواهی گرفته است و به درخت طوبی امر

فرموده تا بر آنان در و جواهر و یاقوت و زیورهای بهشتی فرو بارد و آن درخت نیز امتثال امر نموده و

در افشانده، پس حور العین در جمع کردن در و یاقوت و جواهرات و زینت‏ها و لباس‏ها بر یکدیگر پیشی

می‏جستند و از آن افشانده‏ها تا روز قیامت به یکدیگر هدیه می‏دهند». [5] .


سیوطی هم حدیث فوق را در کتاب تحذیر الخواص نقل کرده و سپس نوشته است: «رسول اکرم (صلی

الله علیه و آله و سلم) در مسجد صیغه‏ی عقد را جاری فرمود در حالی که بر سر منبر نشسته و

مسلمانان نیز شاهد بوده و کلام وی را می‏شنیدند و به این ترتیب پیامبر مکرم اعلان و اظهار نموده،

عقد ازدواج را سنت نهاد و نیز به مسلمانان آموخت که در مورد صداق و مهریه دقت نموده و سعی

کنند که میزان مهریه را زیاد معین ننمایند و فرمود: «در صداق زیاده‏روی نکنید چون مایه‏ی بروز

دشمنی و بدبینی‏ها و بی توجهی‏ها خواهد شد».


مهریه و صداق فاطمه‏ی زهرا (سلام ‏الله علیها) از نظر ظاهر مهریه‏ی اندکی بود، آن هم به میل

اراده‏ی پدر بزرگوارش رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و روی اهداف حساب شده‏ای

واقع گردید. یکی از اهداف این بود که مسلمانان در ازدواج و شوهر دادن دخترانشان به رسول خدا

اقتدا و تأسی کنند. ولی قبول مهریه‏اندک از سوی این بانوی

 
بزرگوار به این معنی نیست که حضرت فاطمه مقام و مرتبت و علو درجات و شرافت خویش را

فراموش نموده که چه گوهر و در گرانبهایی است.


احمد بن یوسف دمشقی در کتاب خود به نام اخبار الدول و آثار الاول می‏گوید:


«در خبر وارد شده، زمانی که پدر بزرگوار فاطمه‏ی زهرا (سلام‏الله‏علیها) او را شوهر داده است مالی

اندک را به عنوان صداق تعیین فرمود، فاطمه عرض کرد: ای رسول خدا دختران مردم هم شوهر کرده

و مقدار کمی‏به عنوان صداق برایشان تعیین می‏گردد، پس فرق بین من و آنان چیست؟ امیدوارم که

مهریه را به علی (علیه‏السلام) برگردانی و از خدای تعالی بخواهی که مهریه مرا شفاعت گناهان از

امت تو قرار بدهد؛ پس جبرئیل بر پیامبر نازل شد و با وی کاغذی کوچک از حریر بود که در آن نوشته

شده بود: خدای تعالی مهریه‏ی فاطمه را شفاعت گناهکاران امت پدرش قرار داده است. و به همین

علت زمانی که ایشان درا حتضار بود وصیت فرمود که آن کاغذ کوچک را روی سینه وی در زیر کفن

قرار دهند. و به این وصیت عمل شد و فاطمه زهرا (سلام‏الله‏علیها) فرمود هنگامی که در قیامت

برانگیخته شوم این کاغذ را به دست می‏گیرم و از گناهکاران امت پدرم شفاعت می‏کنم».


از این حدیث شریف به دست می‏آید که فاطمه‏ی زهرا (سلام ‏الله ‏علیها) چه مقام و منزلتی در نزد خداوند

دارد و چه خواسته‏ی زیبا و پر محتوایی از پدر عزیزش می‏خواهد و خداوند هم خواسته او را اجابت می‏فرماید.

ابن حجر در کتاب صواعق می‏گوید:

«عن عبدالله ابن مسعود قال قال رسول‏الله صلی الله علیه و آله لعلی ان الله عز و جل زوجک فاطمة و

جعل صداقها الارض فمن مشی مبغضا لک مشی حراما».


«از عبدالله ابن مسعود نقل شده است: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه‏السلام)

فرمود: خدای عزیز و جلیل فاطمه را به تو تزویج کرده است و مهریه و صداق وی را تمام کره‏ی زمین

قرار داده است، پس هر کس روی این زمین راه برود، در حالی که نسبت به تو غضبناک باشد، راه

رفتنش حرام‏است، چرا؟ برای اینکه زمین

 
صداق زهراست». [6] .

صفوری می‏گوید: «فاطمه‏ی زهرا (سلام ‏الله‏ علیها) از پدرش رسول خدا درخواست نمود که صداق و

مهریه وی را شفاعت برای امت او قرار بدهد و این بانوی بزرگوار زمانی که بر صراط می‏آید صداق

خویش را طلب می‏کند».


روایات و اخبار بسیاری از ائمه‏ی معصومین (علیهم‏السلام) پیرامون این مطلب که خداوند شفاعت

فاطمه‏ی زهرا را در قیامت جزء صداق و مهریه وی قرار داده، وارد شده است. ولی چون منظور ما

فقط ذکر روایات و احادیث از اهل سنت می‏باشد لذا از نقل آنها خودداری می‏شود.


علاقه‏مندان می‏توانند به کتاب‏های بحارالانوار (جلدهای 10 و 6) و یا ریاحین الشریعه و کتاب ناسخ

التواریخ و کتاب‏های مربوطه‏ی دیگر مراجعه کنند.


روایاتی چند را از اهل سنت که در رابطه با شب زفاف فاطمه‏ی زهرا (سلام‏الله‏علیها) گفته شده است،

متذکر می‏شویم.


در شب زفاف فاطمه زهرا (سلام‏الله‏علیها) عملی از او سر زد که نظیرش را نمی‏توان یافت. در آن شب

بی‏بی دو جهان ایثار و انفاقی را انجام داد که از همه‏ی فداکاری‏ها انفاق‏ها برتر و بالاتر بود زیرا فقط برای

جلب رضایت خداوند تبارک تعالی انجام گرفت.


«ان النبی صلی الله علیه و آله و سلم صنع لها قمیصا جدیدا لیلة عرسها و زفافها و کان لها قمیص

مرقوع و اذا بسائل علی الباب یقول: اطلب من بیت النبوة قمیصا خلقا فارادت ان تدفع الیه القمیص

المرقوع، فتذکرت قوله تعالی: لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون. فدفعت له الجدید فلما قرب الزفاف

نزل جبرئیل قال: یا محمد ان الله یقرئک السلام، و امرنی ان اسلم علی فاطمة، و قد ارسل لها معی

هدیة من ثیاب الجنة من السندس الاخضر...».


صفوری شافعی می‏گوید: «رسول خدا در شب عروسی برای فاطمه‏ی زهرا (سلام‏الله‏علیها) پیراهن

نویی تهیه کرد و جامه‏ای کهنه و وصله‏دار نیز نزد خانم دو جهان بود، در این هنگام سائلی در زد و

گفت: از خانه‏ی رسول خدا جامه‏ی کهنه‏ای می‏خواهم، فاطمه زهرا (سلام‏الله‏علیها) خواست که جامه‏ی

وصله‏دار را به وی بدهد، ولی فرموده‏ی خدای تعالی به یادش آمد که: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما

تحبون». [7]  «هرگز به خوبی‏ها نمی‏رسید مگر اینکه از چیزهایی که دوست دارید در راه خدا انفاق

بکنید» سپس آن حضرت جامه‏ی نو را به وی داد؛ وقتی که هنگام زفاف نزدیک شد جبرئیل به محضر

رسول خدا آمده عرض کرد: یا رسول‏الله پروردگارت سلام می‏رساند و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه‏ی

زهرا (سلام ‏الله‏ علیها) سلام برسانم و برای فاطمه توسط من جامه‏ی دیبایی سبز، از جامه‏های بهشتی

فرستاده است». [8] .


علی (علیه‏السلام) شب عروسی به عده‏ی بسیاری از مردم مدینه غذا داد، ولیمه از طرف علی

(علیه‏السلام) آماده شد و یک مقدار گوشت و خرما و روغن بود، این ولیمه را پیامبر اسلام به دست

مبارک خویش به همه‏ی اهالی مدینه از مهاجرین و انصار داد. و حتی کسانی که در نخلستان‏ها و

بستان‏ها کار می‏کردند و محرومینی که در مسجد زندگی می‏کردند- بنام اصحاب صفه- از ولیمه‏ی با برکت

و مطهر دختر پیامبر اسلام بهره مند شدند.


محب الدین طبری می‏گوید: احمد بن حنبل نقل کرده است:


«قوله صلی الله علیه و آله و سلم لعلی لابد للعروس من ولیمة فقال سعد علی کبش و قال فلان علی

کذا و قال فلان علی کذا و عن اسماء قالت لقد او لم علی علی فاطمة فما کان ولیمة فی ذلک الزمان

افضل من ولیمة رهن درعه عند یهودی بشطر شعیر و کانت ولیمته اصعا من شعیر و تمر و حیس»


«و عن جابر قال حضرنا عرس علی و فاطمة فما رأیت عرسا کان أطیب منه حشونا


البیت طیبا و أتنا بتمر فاکلنا».

«پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه‏السلام) فرمود: برای عروسی باید ولیمه و

شیرینی داد و سعد گفت که من یک گوسفند به علی (علیه‏السلام) می‏دهم و کسی دیگر گفت من فلان

چیز را می‏دهم، دیگری عهده‏دار چیزی دیگر از مخارج عروسی شد»


و از اسماء روایت شده است: «علی (علیه‏السلام) در عروسی فاطمه ولیمه و مهمانی داد که هیچ

ولیمه‏ای بالاتر از آن نبود، ولیمه علی (علیه‏السلام) این گونه تهیه شده بود که علی (علیه‏السلام) زره

خود را در نزد یهودی گرو گذاشت، و در مقابل یک مقدار جو و خرما و حیس [9]  گرفت».


از جابر نقل شده است: «ما در عروسی علی و فاطمه (علیهاالسلام) حاضر بودیم و هیچ عروسی را

ندیدم که پاکتر و خوشبوتر از عروسی علی و فاطمه باشد و خانه را پر کردیم در حالی که خوشبو و

طیب بود، از ما توسط خرما و کشمش پذیرایی شد و ما آن طعام معطر و زیبا را خوردیم». [10] .



[1] ذخائر العقبی، ص 33.
[2] الاصابه فی تمیز الصحابه، ج 4، ص 365.
[3] نزهة المجالس، ج 2، ص 223 و ینابیع المودة، باب 55 و ذخائر العقبی، ص 32 و جامع الترمذی، ج 5 و الاعلام النساء، ج 4، کلمه فطم.
[4] حلیة الاولیاء، ج 5، ص 59.
[5] عین خطبه عقد را کتاب‏های ینابیع الموده، باب 55، ص و ذخائر العقبی، ص 30 و نزهة المجالس صفوری آورده‏اند.
[6] الصواعق المحرقه، فضائل علی و فاطمه (علیه‏السلام) و ینابیع الموده، ص 194 و 195.
[7] سوره‏ی آل عمران، آیه‏ی 92.
[8] نزهة المجالس، ج 2، ص 226 و تذکرة الخواص، حالات فاطمه زهرا.
[9] حیس غذایی است که از خرما و پنیر و کشک ساخته می‏شود و گاهی عوض پنیر و کشک از آرد استفاده می‏کنند» هو الطعام المتخذ من التمر و الاقط و السمن و قد یجعل عوض الاقط الدقیق.
[10] ذخائر العقبی، ص 33 و 34 و ینابیع الموده، باب 55 و الاصابه، ج 8، حرف الفاء و الاعلام النساء، ج 4 و تذکرة الخواص و مجمع الزوائد هیثمی.

 



[ جمعه 6 آبان 1390 ] [ 08:09 ب.ظ ] [ HOSSEIN ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب